نگاهی به جذابیت های فیلم های غربی

سه شنبه 8 آذر 1390 04:03 بعد از ظهر

نویسنده : سهیل حیزانی

http://www.598.ir/files/fa/news/1390/9/6/7064_738.jpg

آیا خشونت و هیجان و سکس و کمدی که چهار عامل اصلی جذابیت در فیلم های غربی اند، در فیلم سازی دینی نیز می بایست مورد استفاده قرار گیرند؟ برخی معتقداند که نه، برخی می گویند آری و برخی دیگر استفاده ی کنترل شده را تجویز می کنند. اما در گفتگوی زیر، دیدگاه چهارمی ارائه می شود. همچنین به این سوال که آیا چیزی به نام "عوامل جذابیت ایمانی فیلم" هم وجود دارند، پاسخ داده می شود...

ادامه مطلب را کلیک کنید

گفتگوی598باحجت‌الاسلام اشرفی،پژوهشگرفلسفه‌هنرورسانه:
سرویس فرهنگی نقد رسانه پایگاه 598/ مقوله جذابیت در سینما، بحثی است که از ابتدای انقلاب دغدغه ی سینماگران دینی بوده است. شهید آوینی نیز در مقالات و سخنرانی های خود، به کرات به این مقوله پرداخته اند. اینکه آیا خشونت و هیجان و سکس و کمدی که چهار عامل اصلی جذابیت در فیلم های غربی اند، در فیلم سازی دینی نیز می بایست مورد استفاده قرار گیرند یا خیر؟ برخی معتقداند که نه، برخی می گویند آری و برخی دیگر استفاده ی کنترل شده را تجویز می کنند. اما در گفتگوی زیر که با حجت الاسلام والمسلمین اشرفی، پژوهشگر فلسفه هنر و رسانه، صورت گرفته است، دیدگاه چهارمی ارائه می شود. همچنین به این سوال که آیا چیزی به نام "عوامل جذابیت ایمانی فیلم" هم وجود دارد یا نه، پاسخ داده می شود.
می دانید که در فیلم های غربی، چهار عامل سکس و خشونت و هیجان و کمدی، عوامل جذابیت فیلم اند. سوال اول اینکه در فیلم سازی دینی، آیا ما مجاز به استفاده از این عاملهای جذابیت هستیم یا نه؟ اگر هستیم به چه میزان و با چه تفاوتی با آنها؟

به نظر می رسد در نگاه اول باید توجه داشته باشیم که این جذابیت برای کیست؟ جذابیت برای جذب انسان است، یک مؤلفه انسانی است که باعث جذب او می شود. لذا ما می بینیم این جذابیت ها هم برای جامعه اسلامی و ایمانی جذاب است و ارتباط برقرار می کند و هم برای جامعه کفار. پس نمی شود خیلی در نگاه اول خط بکشیم که این مؤلفه‌های جذابیت، فقط برای هالیوود است که نگاه غیر اسلامی و غیر ایمانی دارد. اتفاقا بازار فیلمهای غربی در بین جوامع اسلامی و ایمانی هم گرم است و این محصولات، در اینجا هم مصرف می شود.

سوال الان این است که آیا این چیزی که هست، مطلوب است؟ یعنی درست است که مثلاً عامل سکس برای هر انسانی جذابیت دارد، اما صرف اینکه این عوامل عامل جذابیت هستند، ما هم می توانیم از آنها استفاده کنیم؟

ما باید از آنها استفاده کنیم؛ راهی جز این نداریم.

 خب مثلاً عامل جنسیت و عامل سکس برای هرانسانی جذاب است، اما آیا این به این معنی است که یک فیلم ساز دینی هم می تواند از این عامل استفاده کند؟

اتفاقا اینها یکسری مؤلفه‌های انسانی است، شما در هر انسانی بروید، این مؤلفه های جذابیت در او هست. اما خوب با این تفاوت که شما دو جهت دارید و دو مسیر کلی پیش روی شماست که ماهیت این جذابیت ها و این مولفه های جذاب را تغییر می دهد؛ مثلاً خشونت و عامل قدرت، شاید بتوان گفت خشونت، بیان و تظاهرات قدرت است و قدرت برای همه جذاب است. یکی از صفات خداوند که آن را خیلی به رخ ما می کشد، قدیر بودن و قهار بودن اوست. یا همان بحث جنسیت، یک موضوعی است که برای همه جذاب است و همه انبیاء ازدواج کردند و حتی خود نبی اکرم(ص) می فرماید که من از این دنیای شما سه چیز را دوست دارم: یکی عطر و یکی نماز و یکی رابطه با زنانشان را . یعنی اینها چیزهایی نیست که جذاب نباشد. مثلاً بحث کمدی را اگر بخواهیم در نظر بگیریم، یکی از مؤلفه های مومن این است که شوخ باشد؛ اصلاً یکی از دلایلی که به امیرالمونین علیه السلام می گفتند شما نمی توانید به خلافت برسید، این بود که شما خیلی شوخ هستید. شما نمی توانید حکومت داری بکنید با این شوخ بودنتان.
مؤلفه ی دیگر ترس است که یک انسان مومن باید خوف داشته باشد، ترس داشته باشد از خداوند. خود ائمه اطهار(ع) از ترس و خوف در پیشگاه الهی بسیار گفته اند و افتخار کرده اند به اینکه از خدا می ترسند. جذابیتها و جاذبه های در حوزه خشونت هم فرضاً در بُعد اسلامی اش بشود «شجاعت»؛ ما وقتی علی (ع) در جنگ احزاب با یک ضربه عمربن عبدود را به زمین می کوبد و سر او را جدا میکند، برای ما شادی آفرین است، برای ما جذاب است. یا مثلاً توان و قدرت حضرت ابوالفضل علیه السلام.
 
نکته اینجاست که اینها در دو تا دستگاه است؛ اگر اهداف و انگیزه ها و آرمانها الهی باشد، برای نفس نباشد، برای اهداف کوچک نباشد، این می شود اسلامی اش. این می شود چیزی که ما به آن افتخار می کنیم، مثل بحث کربلا یا دیگر جنگ های صدر اسلام. می گوییم حضرتی ابالفضل یا علی اکبر رفتند در میدان کشتند و آمدند و ما خوشحال می شویم. امیرالمومنین رفتند در میدان ده ها نفر کشتند و ما خوشحال می شویم. زیرا ما آنها را برای خدای متعال می دانیم.

اما در مولفه های غربی، چون اینها برای نفس است، برای اهداف پست و دون است، برای ما مضر است و به فرهنگ ما آسیب می زند. حتی در حوزه جنسیت هم برای جامعه ایمانی یک جاذبه است، اما به شرطی که در کنارش مولفه عفت و حیا هم باشد که در غرب وجود ندارد. مثلا سریال ارمغان تاریکی، یک رابطه عاشقانه بین زن و مرد را نشان می‌داد که همراه با عفت و حیا بود که این خیلی جذاب بود و نمی شود روی این خط کشید که نباید رابطه جنسی را نشان داد. اما آنها مؤلفه عفت و حیا را نمی بینند؛ لذا صحنه های سخیف را نشان می دهند، صحنه های مستحجن را نشان می دهند که این هم برای ارتزاق یک سری نفوس پست است که از آنها مبتهج می شوند. اما هیچ وقت مومن از این صحنه ها مبتهج نمی شود و لذت نمی‌برد. مومن از رابطه جنسی ای لذت می برد که همراه با حیا و عفت باشد.

در مورد خاص جنسیت، آن چیزی که فرمودید، من به ذهنم آمد شما مد نظرتان «عاطفه بین زن و مرد» است. در غرب، عامل عاطفه هست، اما علاوه بر این عاطفه نشان دادن همان جنبه حیوانی هم است. آیا مثلا ما در فیلم سازی دینی می توانیم از این جنبه‌ها استفاده کنیم یا نمی‌توانیم؟

ببینید یک ممیزهایی مثل حیا و عفت اگر در کنارش باشد، مانع می شود آنجایی که شما رابطه زن و مرد را نشان می دهید، به این جنبه ها بپردازید. من به عنوان مثال سریال ارمغان تاریکی را گفتم. حالا ممکن انسان نابالغی فکر کند که صرفا یک بحث عاطفی است، اما آن کسی که عاشق شده و نسبت به جنس مخالفی گرایش پیدا کرده، خودش خوب می داند در بتن آن عاطفه و آن عشق، رابطه جنسی و رابطه زناشویی وجود دارد. میل جنسی و گرایش جنسی و شهوت وجود دارد. اینطور نیست که شما آنها را از هم منفک بکنید.

شما معتقدید که می شود در فیلم ها حتی از آن جاذبه های حیوانی هم استفاده کرد؟

نه، آنها ممیزی حیا است؛ آنها باید پوشیده طرح شوند، غیر مستقیم خود شخص می فهمد. اتفاقا بر ملا کردن آنها، از آن عمق قصه می کاهد و حیوانیت که اصلا مطلوب جامعه ایمانی نیست، شما مطمئن باشید اگر بخواهید فیلم تان را در جامعه ایمانی اسلامی بفروشید و برای مردم دیدنی و جذاب باشد، باید حتما حیا را رعایت کنید. در اینصورت فوق العاده جذاب می شود و کار عمق پیدا می کند.

در مورد باقی جاذبه ها یعنی بحث ترس و بحث هیجان و خشونت، آیا در مورد اینها فقط می گویید ما بجای اینکه مثلاً بییاییم دعوای دو نفرمعمولی را نشان بدهیم، جنگ حضرت ابولفضل را نشان بدهیم؟ آیا این صرفاً کفایت می کند یا اینکه در نحوه نشان دادن خشونت و ترس هم در ساخت فیلم دینی ما تفاوت داریم؟

در موضوعات دینی، ما همیشه یک تبصره‌هایی داریم. در خشونت ورزی هم یک سری ممیزی هایی داریم. به این شکل نیست که ما با هر شکلی بتوانیم خشونت ورزی بکنیم؛ یعنی در جنگها برای خشونت ورزی کلی قاعده داریم در اسلام. اینکه فرضاً نباید کشته خودتان را مُثله بکنید، یعنی دست و پایش را قطع کنید، اینها ممنوع است. اما غرب ابایی ندارد از اینکه برای ارضاء مخاطب خودش و به رخ کشیدن قدرت قهرمان فیلم از این کارها بکند. اما این در جامعه ایرانی و اسلامی ممیزی به حساب می آید و این غلط و اشتباه است. لذا برای اهل ایمان هم جذاب نیست. آن صحنه ای برای ما جذاب است که امیرالمونین (ع) سر امربن عبدود را می برد، اما از آن طرف برای آنکه کارش فقط برای خدا باشد، وقتی او آب دهان به صورت ایشان می اندازد، خشم خود را فروکش می کنند و بعد از چند دقیقه سر او را جدا می کنند. این خشونت برای ما مقدس است، جذاب است. زیرا مولفه ی الهی بودن و توحید در ذات آن نهفته است.

 در جامعه کفر و غیر ایمانی، فقط آن نفسانیت برایشان مهم است؛ تا هر لایه ای که نفس می طلبد برای ارضاء نفس و حس قدرت طلبی، آنها ابایی ندارند. لذا می بینید صحنه های کشتی کج و ... که همدیگر را تا مرز کشتن بزنند. آنها برای جذب مخاطب ابایی ندارند از استفاده عنان گسیخته از عوامل خشونت. اما برای ما، این جذابیت ها با جذابیت های دیگری که در فطرت ما است و غرب آنها را نادیده گرفته ضرب می شود و یک سطح جدید از جذابیت را پدید می آورد. هنوز هنر ایمانی و اسلامی پا به عرصه نگذاشته تا این جذابیت ها را به تصویر بکشد.

در مورد خشونت و بحث جنسیت، تفاوت ها را فرمودید. اگر امکان دارد در مورد بحث ترس و کمدی هم مختصراً یک نگاه تطبیقی داشته باشید بین نحوه پرداختن به این مسایل در فیلم سازی غربی و فیلم سازی دینی.

خوب در مورد ترس، ما اگر نگاه کنیم در سیره بزرگان، آن چیزی که برای ما جذابیت ایجاد می کند، این است که آنها خیلی نترس بودند، خیلی بی‌باک بودند، اما از یک چیزی خیلی می ترسیدند که در مقابل خدای متعال بود. امام (ره) دنیا را مجذوب خودش کرد، برای دنیا  و برای همه انقلابیون دنیا جذاب شد، برای اینکه نمی‌ترسید جز از خدا. احساس می کرد یک جای دیگری است که در آنجا بی باکیش فرو می نشیند و آن هم در مقبال خدای متعال است. ترس اگر بناست عامل جذابیت باشد، ترس از کبریایی و جلال خداند متعال، از عظمت او، از عقوبت او، از اینکه شیطان ما را از مسیر خدای متعال جدا بکند، اینها ترس های مقدس است. والا ترس از غیر خدا، ترس از انسان های شرور، ترس نسبت به از دست رفتن یک تعلق دنیایی، از دست دادن یک دختر، از دست دادن ثروت و... اینها ترس های پست اند. اینها انسان را مقهور و محکوم به یک سری روابط و منسبات سرد و ترسناک دنیایی نشان می دهند که غالب بر او هستد. ترس غربی همین جا خود را نشان می دهد که انسان را محکوم و بی تکیه گاه می کند.

 بله برای انسان ترس جذاب است و لذا فیلم های ترسناک هم بازار دارند، اما هنر غربی با این ترس در فطرت انسان دست می برد و او را از غیر خدا می ترساند. در صورتی که اگر انسان به ترس حقیقی برسد، این ترس برایش استرس ایجاد نمی کند، برایش بحران روحی ایجاد نمی کند، بلکه برایش آرامش ایجاد می کند. اگر انسان پایگاه ترس حقیقی را پیدا کند، که باید فقط از خدای متعال خوف داشت، آن فقط می فهمد که این خدا فقط جبار نیست، فقط منتقم نیست، بلکه او غفور هم هست، رحمان هم هست، رحیم هم هست، و اینها آمیخته با غضب او هم هست، این انسان را به آرامش می رساند.
در مورد کمدی هم که همانطورکه عرض کردم، ثواب‌های فوق العاده ای نقل شده است در باب اینکه کسی مؤمنی را بخنداند؛ امیرالمومنین(ع) هم بذله گو بودند، اطرافیانشان را می خنداندند، هیچ وقت تبسم از چهره مبارکشان دور نمی شده. حتی در روایات ما شوخی های امیرالمونین با نبی اکرم هم نقل شده و یا خود نبی اکرم هم با انصار خود شوخی می کردند. اینها بیانگر این است که این هم به عنوان یک مولفه مجاز است که ما می توانیم و باید از آن استفاده کنیم، اما با همان ممیزی های که دارد؛ یعنی لهو و لعب نباشد، بیهودگی و بطّاله گویی نباشد، باعث ایجاد غفلت و مستی در انسان نشود.

این ممیزی را بیشتر توضیح می دهید؟

یعنی انسان از مرز بگذرد و به بطاله گویی برسد؛ با همه چیز شوخی کردن و همه زندگی را به خنده گذراندن، این غلط است. انسان هم باید بخندد، هم در جای خود گریه کند، هم جدی باشد، همه اینها باید بیشتر در موردشان تحقیق شود و به منابع رجوع شود. در وجه کلی، مؤلفه خنده، شوخی و کمدی حتماً باید در هنر ما باشد، اما آن روح ایمانی و اسلامی را باید پیدا کنیم و به تعبیر سینماگران، بر این ژانر حاکم کنیم.

بحث ما تاکنون درمورد مؤلفه هایی بود که بشر تاکنون آنها را یافته و دسترسی پیدا کرده. آیا مولفه های دیگری هم ناظر به یک ابعاد ناشناخته انسان وجود دارد که از آن حتی بشود به «مولفه های ایمانی» تعبیر کرد که تاکنون سینماگران توجه به آنها نداشتند؟

قطعا همین طور است؛ یعنی هوای نفسی که حاکم بر نگاه غربیست، یک زاویه ی خیلی تنگ و محدودی را باقی گذاشته. لذا نمی تواند همه ابعاد روح بشر را واکاوی و کشف بکند. در منابع دینی ما، انسان خیلی پیچیده تر و دارای اوصاف متکثرتر و پیچیده تری معرفی شده. البته ما شاید زیاد دقیق نشدیم و در سینمای آنها هم مؤلفه‌ها بیشتر از اینها باشد، اما باز هم اصلی و فرعی بودن مؤلفه هایشان با ما متفاوت است؛ همانطور که فرضا «غضب و شهوت» اصل هستند و ذیل آنها اوصاف دیگری می آید.

این طرف هم در بُعد اوصاف ایمانی، ما اوصاف زیادی داریم؛ در روایت بسیار زیبا و جذاب «عقل و جهل»،  75 وصف و جنود برای عقل تعریف می کند در مقابلش هم 75 جُند برای جهل. همه اینها می توانند مؤلفه‌های جذابیت باشند، چون با کانون امیال و نفرت‌های انسان که فطرت انسان است ارتباط دارند. اینها می توانند مؤلفه جذابیت باشند و ما می توانیم مولفه های جذابیت‌ را بیشتر از اینها بکنیم. آنوقت هنر خیلی پیچیده می شود و کار هنری تخصصی تر می شود. خوب اینها بیانگر این است که هنوز ما به آن بلوغ لازم در نگاه به انسان و امیال انسان و جذابیت های انسان، آن چیزهایی که برای انسان جذاب است و مؤلفه‌های جذابیت برای انسان هست، نرسیدیم. لذا به نظر می رسد که قطعاً همینطور است ما می توانیم جذابیتهای جدیدی تعریف بکنیم در ادبیات اسلامی و دینی و حتی از آنطرف هم در بُعد جهل و جنود شیطان هم همینطور است؛ الان می بینید خیلی چیزهایی که برای طبع انسان منفور است، در تیپهای شیطان پرستی تبدیل به هنجار می شود. فرضاً نجاست خواری و خون خواری و خود را به اشکال عجیب درآوردن، برای طبع ما منفور است، اما برای آنها تبدیل به جذابیت شده. این بیانگر این است که آنها اصلاً نظام تمایلاتشان با ما متفاوت است. این شاید به این معنا است که تاریخ دارد به خلوص می رسد که این دو صف از هم متمایز می شوند. زشتی ها و طرفداران زشتی ها دارند متظاهر می شوند و ظهور عینی پیدا می کنند. از این طرف هم برای اهل ایمان، جذابیت‌ها و اوصاف جذاب، بیشتر مکثرتر می شود.

اگر امکان دارد، چند نمونه از جذابیتهای ایمانی که تا حالا مورد غفلت قرار گرفته و در منابع دینی ما اشاره شده است را به عنوان مثال ذکر کنید؟

اگر به همان روایت عقل و جهل باز گردیم، مثلاً ایمان، شکر، زهد، فراغت از دنیا، اینها همه برای مومن جذابیت است. برای مومن وقتی از حالات امیرالمومنین(ع) می گوییم، اینکه چطور غذا می خوردند، چطور عبادت می کردند، لباس مندرس می پوشیدند، این برای او جذاب است، اشک مومن را جاری می کند. چون تاکنون فقط از جذابیت های حیوانی استفاده کردیم، فکر می کنیم حتماً باید ما یک غذای خوشمزه ای را نشان دهیم تا فرد جذب شود. ببینید، چرا ائمه محبوب ما شدند؟ این یک سوال بزرگ است. تمام رفتار ائمه که منجر به محبوبیت و جذابیت شان شده، تک تک شان فاکتورهای جذابیت انسانی اند و هنر می تواند از همه اینها استفاده کند. اکثر اینها در حدیث جنود عقل و جهل و یا خطبه متقین نهج البلاغه آمده. تک تک فرازهای خطبه متقین، می تواند عامل جذابیت بزرگی باشد: منطقهم الصواب، مشیهم التواضع، ملبسهم الاقتصاد، عظم الخالق فی انفسهم، فصغر مادونه فی اعینهم. ببینید، انسان از شنیدن این کلمات به وجد می آید، حال فرض کنید به تصویر کشیده شوند. کار هنر هم همین است، یعنی تنظیم تمایلات و تاثیر بر تمایلات و متأسفانه غربی ها توانستند بر تمایلات جامعه ایمانی تأثیر بگذارند و ما هم خودمان را از این فاکتورهای جذابیت محروم کردیم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



همکاری با این وبلاگ
* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic